گفتوگوی ایسنا با رئیس پژوهشگاه فرهنگ فارسی تاجیکی
یک ملت در دو کشوریم اما آنها را نمیشناسیم!
به گزارش روابط عمومی بنیاد سعدی به نقل از خبرگزاری ایسنا، حسینعلی رحیمی - رئیس پژوهشگاه فرهنگ فارسی _ تاجیکی، نماینده بنیاد سعدی در تاجیکستان و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی - از دی ماه ۱۴۰۴ مسئولیت پژوهشگاه فرهنگ فارسی تاجیکی را که بیش از ۱۰ سال فعالیتهایش متوقف شده بود، بر عهده گرفته است.
او با حضور در ایسنا درباره زبان فارسی در تاجیکستان، وضعیت آن و تفاوت خط سریلیک و تأثیری که بر انقطاع زبانی میتواند داشته باشد و علاقه تاجیکها به «شاهنامه» سخن گفت.
مشروح گفتوگوی ایسنا با حسینعلی رحیمی - رئیس پژوهشگاه فرهنگ فارسی _ تاجیکی - در ادامه میآید:
یک ملت در ۲ کشور هستیم
در قلمرو فرهنگی ایران بزرگ هستیم و این حضور باعث اشتراکات فرهنگی شده است. بهنظر شما چقدر اشتراکات فرهنگی باعث نزدیکی مردم ایران و تاجیکستان شده است؟ چقدر ما یکدیگر را میشناسیم و شاید بسیاری با وجود و گسترش فضای مجازی ندانند زبان مردم تاجیک فارسی است.
در سوال شما چند نکته یا واژه کلیدی وجود داشت که دربارهشان جداجدا صحبت میکنم.
فرمودید مشترکات دو ملت ایران و تاجیکستان اما چیزی که در بین اهل فرهنگ و در میان تاجیکستانیها وجود دارد استفاده از عبارت دو ملت نیست بلکه «یک ملت با دو کشور» معروف است. در واقع میگویند ما یک ملت هستیم که مرزها میان ما فاصله انداخته است؛ هم فاصله تاریخی و هم فاصله جغرافیایی و در بعضی مقاطع فاصله سیاسی! یک ملت بودن بخش مشترکات را متأثر میکند. ما وقتی از مشترکات بین دو چیز صحبت میکنیم که آن دو چیز را مجزا تلقی کردهایم.
حقیقت داستان این است که در طول تاریخ ما یک ملت، یک فرهنگ، یک تاریخ و یک تمدن بودهایم که از جایی دست روزگار و حوادث تاریخی چند قرنی ما را از هم جدا کرده است. تا قبل از جدایی همه چیز مشترک است و نباید دنبال مشترکات برویم. هنوز هم ما یک ملت مشترک هستیم که یک فهم مشترک و یک تاریخ مشترک داریم و از خیلی از مسائل درک مشترک هم داریم. از زمانی که جدایی صورت گرفت و میان ما فاصله افتاد در بعضی مسائل تفاوت پیدا کردیم؛ یعنی یک فرهنگ مشترک که در بعضی شئون و وجوه میانشان اختلافاتی افتاده است؛ بنابراین از این منظر باید نگاه کنیم.
حالا چه مشترکاتی داریم؟ ما رودکی را پدر شعر فارسی میدانیم و آنها هویت فرهنگی خودشان میدانند. از طرف دیگر همانقدر که به حافظ و فردوسی و سعدی میبالیم، آنها هم به این بزرگان میبالند. همه چیزمان مشترک است، از جایی تغییر ایجاد شد که در چند قرن اخیر از نظر سیاسی به دو حوزه مختلف تعلق پیدا کردیم و تاجیکها در دورهای جزئی از کشور روسیه شدند و بعد هم بخشی از اتحاد جماهیر شوروی. خب، خطشان تغییر کرد. تفاوتهای گویشی بین مناطق مختلف ایران فرهنگی بزرگ از دیرباز وجود داشته است که در آن منطقه مانند افغانستان حتی گویشوران فارسیزبان در مناطق ایران امروز وجود دارند (منظورم از گویشوران فارسیزبان این است که زبان فارسی، زبان فهم مشترک و میراث مشترک همه ماست).
طبیعتاً بعد از جدایی که بین ایران و تاجیکستان ایجاد شد، در بعضی مسائل مسیرهای متفاوتی رفتیم و هرکدام تحولاتی پیدا کردیم که آن دیگری از این تحولات برخوردار نبود؛ یعنی ما در مواجهه با واژههای جدید یا مفاهیم جدید در قرن ۱۹ و ۲۰ قرار گرفتیم که در این مواجههها ما یک مسیری برگزیدیم و اصطلاحی انتخاب کردیم و آنها راه دیگری رفتند که این راهها در بعضی جاها مشترک بوده و در بعضی جاها نبوده است. از اوایل قرن بیستم و دهه ۱۹۳۰ اتفاق بزرگی در تاجیکستان رخ داد و خط عوض شد که زمینه فاصله گرفتن در بعضی چیزها بود.
ریشه ما و تاجیکها یکی است، پشتوانه فرهنگی ما یکی است و چیزی که به آن میبالیم و به آن افتخار میکنیم هم یکی است. در خیلی از زمینهها روحیات ما خیلی شبیه هم است؛ چون یکی بودیم. چیزی که روحیه جمعی ما را میسازد از تاریخ و فرهنگ ما نشأت گرفته که اینها مشترک بوده است. در نتیجه یافتن مشترکات فرهنگی حتی روحیات اجتماعی ما منطقاً باید در خیلی جاها یکی باشد. اینها دیده میشود.
ندانستههایمان درباره تاجیکستان بسیار است
به جداییای که به خاطر تغییر خط شکل گرفته است، اشاره کردید و همین موضوع سبب میشود آنچه در کشور ما به خط فارسی تولید میشود برای کشور تاجیکستان با آنکه زبانشان فارسی است، قابل خواندن نباشد و نمیتوانند با آثار تولیدشده ما ارتباط بگیرند و برعکس آنچه در تاجیکستان تولید میشود برای ما قابل خواندن نیست. در این بین نظریههای مختلفی مطرح است؛ از جمله بازگشت به خط نیاکان در تاجیکستان. راهحل برای اینکه نزدیکی بیشتر ایجاد شود چیست تا این شکاف و گسست کمتر باشد؟
یک کلمه از کلمات کلیدی در پرسش قبلی بود که به پرسش اخیر هم ربط دارد؛ «چقدر یکدیگر را میشناسیم». تجربه شخصی من با توجه به حضور، زندگی و کار در این کشور این است که آنقدری که تاجیکها ایران را میشناسند، ایرانیها تاجیکستانیها و تاجیکستان را نمیشناسند؛ یعنی نادانستههای ما درباره کشوری که همریشه و همفرهنگ ما است، نسبت به آنها بهمراتب بیشتر از نادانستههای تاجیکها از ما است. پیگیریای که تاجیکها از اخبار ما دارند، بسیار بیشتر از آن است که عموم جامعه ایران پیگیر اخبار و تحولات تاجیکستان هستند. بخشی از این موضوع به ما برمیگردد و بخشی هم به تاجیکها. یکی از آن مسائل هم خط است.
چند ماه پیش به یک کودک تاجیکستانی در روسیه حمله و موجب مرگ این کودک شد. فضا و جو حزن و اعتراض و در واقع جریان اجتماعی در این کشور ایجاد شد. تاجیکها قدری گلایهمند بودند که از ایران نوای همدردی به گوش ما نرسید؛ در صورتی که در حوادثی که برای ایران رخ میدهد، تمام فضای مجازی تاجیکستان کاملاً متأثر میشود. در جنگ ۱۲ روزه برخلاف جنگ اخیر که کلاً در تهران بودم، در تاجیکستان حضور داشتم و میدیدم جامعه کاملاً متأثر از اخبار ایران بود. در اتوبوس، در نانوایی، در تاکسی کسانی که ما را میدیدند به محض اینکه نام ایران میآمد، بحث جنگ پیش کشیده میشد و ابراز همدردی میکردند یا روحیهدهی داشتند. انگار برای تاجیکها این حس بود که به بخشی از کشور خودشان حمله شده است. ولی در حوادثی که در تاجیکستان اتفاق میافتد جریانسازی رسانهای را در ایران نمیبینیم که دلیل عمدهاش مسئله خط است.
جوانهای تاجیکستانی اتحادیه بلاگرها را دارند و در نشستی که بحث پیش آمد به آنها گفتیم، فعالیتهای شما در ایران اصلا دیده نمیشود و توان اثرگذاری بر مخاطب ایرانی را ندارید. علت هم این است مثلاً وقتی میخواهند فیلمی را در یوتیوب و اینستاگرام بگذارند، چون با حروف فارسی نیست در جستوجوی فارسی به دست نمیآید. یکی از سازمانها در ایران میخواستند مطلبی درباره بازار صابر، شاعر تاجیکستانی نشر بدهند و به فیلمی از شعرخوانی او نیاز داشتند؛ به من گفتند هرچه جستوجو میکنیم در فضای مجازی و اینترنت چیزی پیدا نمیکنیم؛ شما میتوانید به ما کمک کنید؟ من جستوجو کردم و بیش از ۱۰ فیلم از او بود اما هیچ کدام یک عنوان فارسی نداشت. این مسئله در تاجیکستان مطرح شده که اگر بتوانند با تمهیداتی تولیدات فرهنگی خود را به گونهای ارائه کنند که در جستوجوها در دسترس مخاطب ایرانی قرار بگیرد، فضا میتواند خیلی تغییر کند. اصلاً از واقعهای که در تاجیکستان اتفاق افتاده بود و فضای فرهنگی و عاطفی جامعه تاجیکستان را تحت تأثیر قرار داده بود، بازتابی در فضای اجتماعی حتی رسانهها زیاد نبود. در صورتی که در تاجیکستان بسیار فراگیر بود و پیر و جوان با این موضوع درگیر بودند.
میتوانیم آرزو کنیم که...
طبیعتاً یکی از موارد که در هویت مشترک ما قدری شکاف ایجاد کرده، خط است اما حالا چه نسخهای برای آن تجویز میکنند بحث درازدامن است و تصمیمی است که خودشان باید بگیرند. ما میتوانیم در یک تعامل سازنده که با ادبیات درستی هم ارائه بشود، همکاری کنیم. در دورههای مختلف بعضی از دوستان (شخصیتهای فرهنگی و سیاسی) دغدغه داشتند و وقتی با آنها مواجه میشدند درباره تغییر خط میپرسیدند که چرا خطتان را تغییر نمیدهید؟ یا کی میخواهید خط خود را تغییر بدهید؟ اصلا این سؤال، سؤال پسندیده و محترمانهای نیست. این امر در حوزه اختیارات حاکمیتی دولت دیگری است. ما میتوانیم آرزو کنیم که مردم تاجیکستان توانایی خط نیاکانی خود را داشته باشند. این آرزوی ماست تا ارتباط ما بیشتر شود. آخرین دیداری که رئیسجمهور محترم تاجیکستان آقای رحمان با رهبر شهید ما داشتند، مقام معظم رهبری نیز خیلی دقیق گفتند: احیای خط فارسی در تاجیکستان. احیای خط فارسی با تغییر خط فارسی دو مسئله است و این مطالبه خوبی است. تاجیکستانیها هم دغدغه دارند، رئیسجمهور تاجیکستان نیز به این مسئله علاقه دارد که ما همچنان که بچههای خود را ترغیب میکنیم دنیای جدید را بشناسند، نیاز به این است که خط نیاکان خود را هم بشناسند.


نظر شما :