گفتگوی اینستا گرامی در تونس برگزار شد
بررسی ضرورت آشنایی با خط و زبان فارسی در پژوهشهای معماری اسلامی
با همکاری رایزنی فرهنگی ایران در تونس و بنیاد سعدی، گفتگوی زنده اینستاگرامی با استاد هنر و معماری اسلامی دانشگاه منوبه و مدرسه عالی علوم و فناوریهای طراحی و معماری داخلی برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی بنیاد سعدی، این گفتگو با حضور زینب کریمه، استاد رشته معماری و هنرهای اسلامی دانشگاه منوبه و زهرا عامری، کارشناس معاونت بین المللی بنیاد سعدی برگزار شد.
زهرا عامری در ابتدای گفتگو، موضوع سخن را تبیین کرده و به نقش پراهمیت آشنایی با زبان و خط فارسی در پژوهش های معماری اسلامی اشاره کرد.
عامری با این پرسش شروع کرد که جایگاه زبان و خط بطور کلی در تاریخ معماری به چه صورت ارزیابی میشود؟
زبان و خط در قالب سنگ نوشتهها و کتیبههای گوناگون در معماری بناهای یادبود و تکریم بزرگان در ایران باستان، بین النهرین، مصر و شمال آفریقا و روم باستان مورد استفاده قرار میگرفته است.
کریمه: به لحاظ تاریخی کتیبهها که نوشتههایی بر سنگ، چوب، نقره، آهن و … هستند بهگونه ای تنگاتنگ با معماری اسلامی در رابطه هستند. حتی سازندگان اهرام مصر در شمال افریقا و معماران بین النهرینی برای گرامیداشت نام و یاد پادشاهان، ادیبان، شعرا و فلاسفه خود متون کتیبهای را در معماری بنای مقبرهها و آرامگاههای زیارتی جا میدادند. در امپراتوری پارس ما همیشه کتیبههایی در شیراز که در بزرگداشت و تقدیس فرمانروایان بزرگ خلق شدهاند را داریم و هرگاه انسان دغدغه به خاطر سپردن داشته است از کتیبهها در معماری بنا استفاده کرده است. در تونس همچنین اسناد کتیبه گونهی کارتاژ و تونس رومی در همه جای سرزمین تونس موجود است که بیشتر مربوط میشود به کتیبههایی با موضوع تدفین، ستایش و اکرام اشخاص مشهور و دارای قدرت؛ پس از بعثت پیامبر در میانه قرن هفتم پس از میلاد مسیح زبان عربی به اوج احترام خود میرسد زیرا از این پس الفبای عربی به عنوان الفبایی مقدس برشمرده میشود زیرا الفبای کتاب مقدس مسلمانان است و حتی همه آنانی که به دین اسلام میگرویدند میبایست به خاطر فراگیری متن قران این زبان را میآموختند.
عامری: نقش زبان و خط فارسی در بناهای مذهبی و غیرمذهبی متعلق به دوره معماری اسلامی چیست؟
معماری ایرانی پس از ظهور اسلام به عنوان بخش اساسی معماری اسلامی و نیز مستقل از آن، با تمرکز بر شعر و ادبیات فارسی و الهام از مفاهیم بلند موجود در آن، قالب خوشنویسی نستعلیق، ثلث و … را برگزیده و رسالت روح بخشی به بنا و متعالی ساختن آن را به وجهی پرشکوه بر عهده گرفت.
کریمه: از آنجایی که زبان و الفبای فارسی مشترکات زیادی با الفبای عربی داشت زبان فارسی نیز از همان ابتدا مورد توجه و احترام اهل ادب و هنر مسلمان چه ایرانی و چه عرب قرار گرفت. و طبعاً از آنجایی که زبان عرب اکنون یک زبان مقدس شده بوده که جدای از کارکرد برقراری ارتباط شفاهی و نوشتاری روحی متعالی را در انسان پرورش میداد و مقرر شده بود انسان از طریق این زبان به خدای خویش و بهشت برین پیوند بخورد، زبان فارسی نیز به موازات آن برای مسلمانان محترم شد زیرا تصور میشد قابلیت و ظرفیت بردن انسان از خاک به افلاک را مانند زبان عربی داشته باشد. از طرفی زبان فارسی در دوران ظهور اسلام قبلاً زبان ریاضیدانان، ستاره شناسان، حکماً و شاعران بزرگ ایرانی بود که خود به خوبی رشد کرده بود و زبانهای علمی، ادبی، پزشکی و عرفانی را در بطن و بستر خود آفریده بود و جدای از اشتراک با الفبای عربی خود به مقام والایی رسیده بود و در دوره ساسانیان در انواع کتیبههای یادبود، آموزشی، ستایشی و غیره از آن استفاده شده بود و حال میتوانست در قالبی شکیل و زیبا در خلقهای انسانی که امید میرفت یاد انسانهای بزرگ و تفکرشان را تا ابد زنده نگه دارد، بروز و جلوه کند. وجه و بعد مقدس، عرفانی و روحانی زبان در تاریخ بشریت از زمان ظهور اسلام روشن شد. و به همین دلیل بود که خطاطی جایگاه ویژه ای نزد هنرمندان و تزئین کاران بناهای مذهبی و غیرمذهبی یافت. به طبع وجه عرفانی و ادبی زبان فارسی نیز با تکریم زبان عربی وارد مرحله دیگری از توجه و کاربست در هنر اسلامی شد که مهمترین آن معماری اسلامی است. علیرغم مدلها و گونههای مختلف خطاطی که به دستههای معدودی محدود میشود دو گونه مهم آنکه در معماری تونسی و ایرانی از آنها بیشترین استفاده شده است یکی خط کوفی است که از ابتدای ورود اسلام به شمال آفریقا رایج شده است و دیگری خطی تحریری با انحناهای و کششهای سریع است که نستعلیق نام دارد و از ابتدا منسوب به ایرانیان است.
خط کوفی که قدیمی ترین قران تونسی که در قیروان پایتخت اسلامی افریقا قرار دارد خط درباری عباسیان در بغداد بوده است که بسیار هندسی و منظم است و گونه زاویه دار یا گوشه دار آن تقریباً میتوان آن را شبیه به خط میخی در دوران باستان و در بین النهرین دانست که همچنان در معماری اسلامی تونسی یافت میشود و در کتیبههای تاریخی قیروان در اواخر قرن ششم یافت میشود. این خط مربوط میشود به عثمانیها که در حدود سه قرن در شمال آفریقا بودند و بر تونس نیز حکومت میکردند. عثمانیها بسیار متأثر از خطوط ایرانی بودند و خط نستعلیق را از ایرانیان گرفتند و نمونههای خطاطی موجود در برخی کتیبهها و بناهای تونسی مربوط به دوران عثمانیها ما را به یاد ایرانیها و هنر خوشنویسی آنان میاندازد. تقریباً در همه جای تونس هم در معماری بناهای مذهبی و هم غیر مذهبی میتوان این خوشنویسی تاثیرگرفته از خوشنویسی ایرانی را مشاهده کرد.
عامری: نظرتان درباره لزوم آشنایی و یا تسلط به زبان فارسی در پژوهشهای معماری اسلامی چیست؟
برای برخاستن از زمین و سفر کردن به آسمان از طریق درک یک بنای معماری، نیازمند دستیابی به فضای روحی و روحانی خاص هستیم که تنها با ثبت مفاهیم و معانی آسمانی که تنها از زبان شعر برمیخیزد و در قالب برتر (خوشنویسی) به نمایش درمیآید، امکان پذیر است.
کریمه: اگر فرض کنیم الفبای عربی مقدس شمرده میشود از وجه ارتباطش با زبان آسمانی، زبان فارسی مقدس شمرده میشود از وجه ارتباطش با شعر؛ ایرانیان هرجا که معماری بنایی خاص قرار بود یاد شاعر، فرمانروا، حکیم و عارفی را زنده نگه دارد والاترین محتوای مفاهیم انسانی را در شکل و قالب خطی خوش قرار داده و در تزئین آنجا دادند و هدفشان از این کار این بود که روح و معنایی را به بنا تزریق کنند. در واقع خوشنوسی به عنوان عنصری بنیادین در معماری اسلامی در معماری بناهای مذهبی و غیرمذهبی ایرانیان رسالت آن را پیدا کرد تا به فضا و مکان روح ببخشد و آن را از زمین جدا ساخته و به آسمان ببرد. برای برخاستن از زمین و به آسمان سفر کردن نیازمند دستیابی به فضای روحی و روحانی خاص بود که تنها از طریق خوشنویسی مفاهیم و معانی بلند که تنها قالب آن شعر است ممکن بود.
عامری: درباره تأثیرپذیری معماری اسلامی از زبان و ادبیات فارسی برایمان توضیح دهید؟
معماری اسلامی همیشه متأثر از دو عنصر معماری ایرانی، یکی باغ و پردیس ایرانی و دیگری ایوان و گنبد است که هر دو به عنوان پاسخ تمنای انسان برای عروج به عالم والا و خدای خویش (بازگشت به خویشتن) عناصر بنیادین اندیشه شعرگونه و ادبیات فارسی هستند و در شعر شاعران بزرگ پارسیگو همه جا حضور دارند.
کریمه: دو عنصر اساسی معماری ایرانی برگرفته از ادبیات فارسی است: الف) باغ و بستان که نماد پردیس یا بهشت برین است و ساخت آن قرار است انسان را از زمین به آسمان ببرد با عناصر دیگری مانند جویهای آب و باغچههای مطبق و عمارتی که در بالای آن یا در وسط باغ خانه انسان است و مرکزیت می بخشد. و حتی فرش ایرانی نیز میخواهد همین باغ و بستان را به نمایش درآورد ب) ایوانهای بلند و گنبدها که آن نیز ارتباط میان اندرونی و بیرونی یا درون انسان با محیط پیرامونش را فراهم میکند. در واقع معماری ایرانی فضایی ۳ بعدی دارد و هم به بالا نگاه میکند و هم به اطراف. هم انسان را به فراز مرتفع میسازد و هم ا را به اطراف زمینی خود پیوند میدهد و از درون خویش به بیرون میبرد. بر عکس معماری غرب که خطی و افقی است. نکته مهم اینکه این معماری ایرانی در واقع یک زبان است؛ زبان شعر و ادبیات ایرانیان که همان زبان فارسی است. زیرا عقیده داریم معماری جلوه و بروز ظاهری اندیشهای والا است. این معماری قبلاً در شعر رومی، بلخی، خیام و … مشهود بوده است. ادبیات فارسی نوعی معماری ذهن است و معماری ایرانی بروز ظاهری آن ادبیات است. بعد روحانی معماری ایرانی که گذاری از جهان به جنان (باغ و پردیس) را نشانه میگیرد قبلاً در تخیل شاعران و ادیبان آن بوده است. ایوان فضایی گشوده به آسمان و بالا است که عبور انسان از زمین به آُمان را ممکن میسازد. میتوان گفت منشأ معماری ایرانی شعر و ادبیات فارسی است زیرا معماری ایرانی خود یک شعر عرفانی یا یک رباعی است!
عامری: در چه دوره تاریخی معماری تونسی بیشترین تأثیر را از معماری ایرانی و خوشنوسی فارسی پذیرفته است؟
معماری تونسی بخصوص در پایتخت اسلامی و فرهنگی قاره آفریقا یعنی شهر قیروان متأثر از نماآرایی معماری ایرانی و خطوط و نقوشی است که توسط معماران ایرانی به سراسر امپراتوری عثمانی صادر شد.
کریمه: در زمان عثمانیها و نیز خلفای عباسی که ارتباط مستقیمی با هنرمندان و معماران ایرانی برای ساخت بناها داشتند و فکر آنها مستقیماً وارد معماری اسلامی دوره عثمانی شد. شاه سلیمان در تبریز که یکی از فرمانروایان عباسی در ایران بود معماران و هنرمندان ایرانی را به بخشهایی از امپراطوری عثمانی میفرستاد و همین باعث شد خوشنویسی فارسی و روشهای بکارگیری از انحنا و کشش در خط به تزئینات در معماری اسلامی خارج از ایران راه یابد. همچنین امیران منطقه بغداد و شامات نیز مستقیماً از معماران ایرانی برای ساخت شهرها و معماری بناها در سراسر سرزمین اسلامی و در خارج از ایران استفاده میکردند.
عامری: رابطه میان متا زبان با معماری اسلامی چیست؟
معماری خود یک متا زبان است و وظیفه دارد اندیشه و معانی والا را با نمایشی خیره کننده به تحلیل وا دارد.
کریمه: معماری ایرانی خود یک متا زبان است یعنی دارد زبان دیگری را که زبان شعر و ادبیات فارسی است را آنالیز میکند. اگر فرض کنیم معماری خود یک زبان است و سه لایه دارد: کدها، علائم و محل رجوع برایش متصور میشود از نگاه زبانشناسی. در واقع معماری با بکاربستن علائم خط و نگارهها که محل رجوعشان زبان و ادبیات فارسی است میخواهد کد بدهد و آن کد عروج انسان از زمین به آسمان و به سوی خدای خویش است.
عامری: به نظر شما چه رابطهای میان زبان فارسی، معماری اسلامی و عرفان ایرانی-اسلامی وجود دارد؟
معماری ایرانی شبیه یک رباعی و با همان عناصر ساختاری آن است.
کریمه: معماری ایرانی و عرفان موجود در آن بسیار شبیه یک رباعی است و ساختمان و روحی شبیه به یک شعر عرفانی دارد. در یک رباعی چند عنصر وجود دارد: تکرار و فضاهای خالی میان ابیات خود به نوعی در معماری ایرانی جلوه میکند.
پایان خبر



نظر شما :