خط و خوشنویسی
الف)انواع خط
خطوط ایرانی
خوشنویسی ایرانی، بخشی از خوشنویسی اسلامی است که در ایران و سرزمینهای وابسته یا تحت نفوذ اسلام، همچون کشورهای آسیای مرکزی، افغانستان و شبه قارۀ هند به تدریج حول محور فرهنگ ایرانی شکل گرفت.
پس از ورود اسلام به ایران، خطّاطی، فقط به شیوۀ نسخ وجود داشت. در زمان حکومت تیموریان، میرعلی تبریزی خط نستعلیق را که از ترکیب خط نسخ و تعلیق بهتدریج ایجاد شده بود، قوام بخشید.
بعد ها خط ثلث نیز تولید و در امور مذهبی مانند کتابت قرآن و احادیث و روایات و همچنین کتیبهنویسی مساجد و مدارس مذهبی مورد بهره برداری قرارگرفت و نزد اعراب هم رواج بیشتری پیدا کرد.
خط تعلیق
خط تعلیق را میتوان نخستین خط ایرانی دانست که ترسل نیز نامیده میشد که از اوایل سدۀ هفتم پا به عرصه گذاشت و حدود یکصد سال دوام داشت و بعد رفته رفته از رواج آن کاسته شد. تعلیق که بیشتر به عنوان خط تحریر برای نوشتن نامهها و فرمانهای حکومتی به کار میرفته، دارای دوایر زیاد، حروف مدور و قابلیت بسیاری در ارائۀ ترکیبهای متنوع و کمپوزیسیونهای گوناگون بود.

نمونهای از خط تعلیق به خط خواجه اختیار منشی گنابادی (م ۹۷۴ ه.ق)
خط نستعلیق
از ترکیب و ادغام دو خط نسخ و تعلیق بهتدریج خط جدیدی پدید آمد که نسختعلیق نام گرفت و در اثر کثرت استعمال این نام به نستعلیق تغییر پیدا کرد که افتخار هنر ایرانی است. در میان خطوط ایرانی و عربی، خط نستعلیق بهگواه آثار آفریده شده، بهعنوان زیباترین خط و برترین خطوط اسلامی شناخته شده و آن را «عروس خطوط اسلامی» نامیدهاند .این خط بسیار مورد اقبال واقع شد و موجب تحول عظیمی در هنر خوشنویسی گردید.

نمونهای از خط نستعلیق اثر میرعماد
خط شکستهنستعلیق
در اواسط سدۀ یازدهم هجری سومین خط خالص ایرانی، یعنی شکستهنستعلیق شکل گرفت. مرتضی قلیخان شاملو حاکم هرات از جمله کسانی بود که در پدید آمدن و استواری این خط جدید مؤثر بود. علت پیدایش آن را میتوان نیاز به تندنویسی و راحتنویسی در امور منشیگری و البته بیش از آن، ذوق و خلاقیت هنری ایرانی دانست. از آنجایی که نوشتن خط زیبای نستعلیق مستلزم صرف وقت و دقت زیاد بود، خط شکستهنستعلیق از ترکیب خط محجور تعلیق با خط ظریف نستعلیق شکل گرفت تا سرعت و زیبایی را همزمان داشته باشد.

اثری از اسرافیل شیرچی (شعر از خیام نیشابوری)
خطوط جدید ایرانی
خط معلّی
در سالهای اخیر شاهد خلق گونههای جدیدی از خط بودهایم که خوش درخشیدهاند. از آن جمله خط معلّیاست که شهرت به سزایی یافته و بهعنوان یکی از خطوط گرافیکی جهت تولید آثار هنری مورد استفاده قرار میگیرد. این خط توسط حمید عجمی پایهگذاری شده است. از ویژگیهای خط معلی، قامت بلند و سماع و ستیز حروف در کلمات است. در این خط، حرکت قلم از ششدانگ به سمت ضعف دفعتاً حرکت میکند. خصوصیت دیگر این خط، در هم تنیدگی حروف و کلمات است که حروف هنگام نوشتن، میتوانند بهراحتی از بین یکدیگر تردد کنند. هماکنون تعدادی از خوشنویسان زیر نظر حمید عجمی، به گسترش این خط مشغولاند. از خط معلّی، بیشتر در سطرنویسی و قطعهنویسی استفاده میشود تا کتابت. از مهمترین ویژگیهای این خط، شکستهای ناگهانی و قالب شکنیهایی است که به روحیۀ بشر مدرن نزدیکتر است و ظرفیت بالایی برای استفاده در معماری دارد.

نام علی(ع) در کادر، با خط معلی
خطوط اسلامی
خط ثلث
خط ثلث یکی از شیوههای بسیار مهم در خوشنویسی اسلامی و یکی از خطوط ششگانه است. این خط با ساختاری ایستا و موقر، بیشتر در تزئین کتابها و کتیبهها بهکار رفته است. خط ثلث در ایران برای نوشتن عنوان سورههای قرآن کریم، پشت جلدنویسی، سرلوحهها، و به خصوص در کتیبهها و کاشیکاریها بهکار رفته است و هنوز نیز رایج است.

کتیبه ثلث در تاج محل هندوستان به خط امانت خان شیرازی
خط نسخ
خط نسخ، خطی ابداع شده در اوایل قرن سوم هجری قمری است که به معنای نسخه برداری یا رونوشتکردن است.خط نسخ به طورکلی از اواخر قرن دوم هجری رایج شد. ولی تا اواخر قرن سوم هجری چندان متداول نبود. این خط به تمام سرزمینهای شرقی که تحت لوای اسلام بودهاند، گسترش یافت. ایرانیان برای نیازهایی چون کتابت، نوعی نسخ به کار میبردند که متفاوت بود. امتیاز مهم خط نسخ، در رعایت نسبت است، که یکی از قواعد مهم خوشنویسی است و موجب زیبایی خط میشود.

سورۀ فاتحه با خط نسخ
گونه های مختلف خوشنویسی
یک اثر خوشنویسی میتواند در قالبها و گونههای مختلفی ارائه شود. هر یک از این قالبها دارای اصول و شرایط خاصی است که باید از سوی هنرمند رعایت شود تا نتیجۀ صحیح بهدست آید. این قالبها عبارتند از: سطر، دو سطر، سیاه مشق، چلیپا، کتابت، قطعه و کتیبه.
سطرنویسی
به مجموعۀ کلمات و جملههایی که روی خط کرسی قرار میگیرند، سطر گفته میشود. سطر، سادهترین قالب برای ارائۀ نوشته در خوشنویسی به شمار میرود و از ارکان مهم آن به حساب میآید. سطر ممکن است یک جملۀ کامل باشد یا چندین جمله را در خود جای دهد.
در قطعات خوشنویسی، به خصوص نستعلیق، بعضی از حروف و کلمات از جای اصلی خود خارج و بالای کلمۀ قبل از خود قرار میگیرند و سوار میشوند و انسجام بیشتری به سطر میدهند. سوار کردن حروف و کلمات باعث ایجاد توازن بین سیاهیها و سفیدیها در یک اثر خوشنویسی میشود. سطرهای خوشنویسی، به ویژه نستعلیق در آخر به طرف بالا صعود دارد. یعنی یا کمی بالاتر از سطر نوشته میشود یا روی کلمۀ قبل از خود سوار میشود، که به این عمل اتمام سطر گویند.

نمونه سطرنویسی
دو سطرنویسی
در نوشتن دو سطر یا یک بیت، باید قواعد سطرنویسی در هر دو سطر رعایت شود. فاصلۀ دو سطر یا دو مصرع از هم با توجه به طول هر سطر و ارتفاع آن حدود ۱۲ تا ۱۵ نقطه است. کشیدهها در دو سطر، نباید زیرهم قرار گیرند؛ اما زیبایی اولویت دارد و بسته به ذوق و سلیقه و ابتکار خوشنویس، محل کشیدهها مشخص میشود. دوسطرنویسی بیشتر برای نوشتن یک بیت شعر به کار میرود.

نمونه دو سطرنویسی
سیاهمشق
از دیگر قالبهای خوشنویسی سیاهمشق است. سیاهمشق میتواند قالبی باشد برای اجرای یک قطعۀ زیبا. بیشترین آثار سیاهمشق نستعلیق، مربوط به میرعماد است که از زیبایی و مهارت زیادی در اجرا برخوردار است.
امروزه قطعات سیاهمشق خوشنویسان برجسته، دارای ارزش بالایی است و در عرصۀ نقاشیخط نیز از سیاهمشق بهعنوان دستمایه، استفادههای زیادی میشود.

نمونه سیاه مشق
چلیپا
یکی از بهترین و زیباترین قالبهایی که برای نوشتن قطعات خوشنویسی به خصوص نستعلیق، استفاده میشود، چلیپاست، که از مجموع چهار سطر و یا مجموع دو قالب دو سطری ایجاد میشود و سطرها در داخل آن بهشکل مورب و کج قرار میگیرند و بهترین قالب برای رباعی و دوبیتی است. در این قالب، سطرها بسیار دقیق و حساب شده در جای خود قرار داده میشوند. تقارن میان فضاهای پر و خالی، توازن در قطعه و چلیپا را ایجاد میکند و آن را زیبا جلوه میدهد. طول سطرهای چلیپا نباید زیاد کوتاه یا بلند باشد. اندازۀ قلم در چلیپای معمولی، حدود 5/1 تا 5/2میلیمتر است. تنوع ترکیب در چلیپانویسی بسیار زیاد است، که بخشی از آن مربوط به انتخاب کشیدهها و تنظیم آنها نسبت به هم است.

نمونه چلیپا
کتابت
کتابت در لغت، یعنی نوشتن و تحریر کردن. اما در خوشنویسی، اصطلاح و قالبی است برای نوشتن کتاب. کتابت قالبی برای ارائۀ نوشته به صورت ریز است و بیشترین کاربرد را در کتابنویسی دارد. قبل از به وجود آمدن صنعت چاپ، همۀ کتابها با دست، نوشته میشد. در انتخاب ابزار کتابت، قلم نی، محکمتر و باریکتر از قطر یک مداد معمولی است. کتابت ریز را در اصطلاح خوشنویسی، کتابت خفی و کتابت کمی درشت را کتابت جلی میگویند. تمام قواعد سطرنویسی باید در سطرهای کتابت رعایت شود.
مهمترین اثر کتابت از استاد سید حسین میرخانی، قرآنی است که به خط نستعلیق نوشته شده است. امروزه از کتابت برای ایجاد و ارائه یک قطعۀ زیبا نیز بهره گرفته میشود.
.jpg)
نمونۀ کتابت
ج) نقاشی خط
نقاشی خط پدیدهای معاصر در حوزۀ هنرهای تجسمی است که در سالهای اخیر در ایران و در برخی از کشورهای اسلامی ظهورکرده است. برخی، نقاشیخط را تلفیقی از خوشنویسی و خط با نقاشی و گرافیک میدانند و گروهی دیگر، نقاشیخط را نوعی خوشنویسی میدانند که در اجرای آن از تکنیکهای نقاشی و طراحی استفاده می شود.
پدید آورندگان نقاشیخط، در جستجوی زبان و بیانی همه فهم و جهانی برای هنر خوشنویسی و آثار خویش اند. پدیدآورندگان نقاشی خط بر این باورند که میتوان با استفاده از شناخت ویژگیهای دیداری و تصویری انواع خوشنویسی و بهرهگیری از خواص رنگ ها، آثاری پدید آورد که بتواند انتقال احساسات و اندیشه های هنرمند به مخاطبانش را فارغ از محدودیت ها و گوناگونی زبان و خط در هر کجای جهان ممکن سازد.

نقاشی خط شیوهای است در نقاشی مدرن و خوشنویسی معاصر ایرانی

نقاشی خط مدرن
منبع:
http://www.khoshnevisanshahriar.ir/

