یادداشت به مناسبت روز دیپلماسی فرهنگی (۱۰ تیر)
دیپلماسی فرهنگی؛ پلی از جنس فیلم، زبان و تجربه زیسته
در جهان امروز، رقابت میان کشورها بیش از هر زمان دیگری در عرصه قدرت نرم جریان دارد و کشورهایی موفقترند که بتوانند روایت فرهنگی خود را به شیوهای جذاب، باورپذیر و ماندگار به افکار عمومی جهان عرضه کنند.
در این میان، زبان فارسی مهمترین سرمایه دیپلماسی فرهنگی ایران است. زبانی که تنها وسیله ارتباط نیست، بلکه حامل تمدنی چند هزار ساله، ادبیاتی جهانی، میراثی سرشار از عرفان، فلسفه، اخلاق و دانش و آیینه هویت ایرانی ـ اسلامی است. گستره تاریخی زبان فارسی، از حلب تا کاشغر و از قسطنطنیه تا دهلی، نشان میدهد که این زبان قرنها زبان فرهنگ، ادب، علم و دیوان بوده و آثار فردوسی، بیهقی، خیام، عطار، مولوی، سعدی و حافظ آن را به سرمایهای مشترک برای فرهنگ جهانی تبدیل کرده است.
امروز نیز، با وجود دگرگونیهای سیاسی و زبانی، ظرفیتهای زبان فارسی همچنان پابرجاست. تأکید بر آموزش خط نیاکان در تاجیکستان، استمرار کرسیهای ایرانشناسی در دانشگاههای اروپا و آمریکا و علاقه پژوهشگران خارجی به مطالعات ایرانی، نشان میدهد که زبان فارسی همچنان میتواند یکی از مؤثرترین ابزارهای تعامل فرهنگی ایران با جهان باشد. از همین رو، توسعه آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان، تولید محتوای آموزشی نوین و تسهیل حضور علاقهمندان و پژوهشگران خارجی در ایران، از مهمترین مأموریتهای بنیاد سعدی و رایزنیهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (به عنوان نمایندگی¬های رسمی بنیاد سعدی در کشورهای مختلف) به شمار میآید.
در بیش از سه دهه فعالیت در عرصه دیپلماسی فرهنگی، به این باور رسیدهام که دو ابزار، بیش از هر عامل دیگری، میتوانند به گسترش زبان فارسی و تقویت تصویر فرهنگی ایران در جهان کمک کنند.
نخست، سینما، سریال و روایتهای تصویری است. تجربه جهانی نشان داده است که یک اثر هنری موفق، گاه تأثیری عمیقتر از سالها تبلیغات رسمی بر مخاطبان میگذارد. همانگونه که بسیاری از مخاطبان در کشورهای مختلف پس از آشنایی با آثار نمایشی ترکیه یا کره جنوبی به یادگیری زبان آن کشورها علاقهمند شدند، سینمای ایران نیز با برخورداری از پیشینهای معتبر، ادبیات غنی و روایتهای انسانی، میتواند مخاطبان جهانی را به شناخت فرهنگ ایران و در نهایت یادگیری زبان فارسی ترغیب کند. هر فیلم موفق، دریچهای برای ورود به جهان زبان فارسی است.
دوم، حضور دانشجویان خارجی در دانشگاههای ایران است. هیچ ابزار دیپلماسی عمومی به اندازه تجربه زیسته اثرگذار نیست. دانشجوی خارجی با یادگیری زبان فارسی، زندگی در کنار مردم ایران و آشنایی مستقیم با فرهنگ و سبک زندگی ایرانی، تصویری واقعی و فارغ از کلیشههای رسانهای از ایران به دست میآورد. چنین تجربهای، او را پس از بازگشت به کشورش به سفیری فرهنگی برای ایران تبدیل میکند؛ سفیری که نهتنها زبان فارسی را با خود میبرد، بلکه روایتگر واقعی فرهنگ، امنیت، مهماننوازی و سرمایههای تمدنی ایران نیز خواهد بود.
دیپلماسی فرهنگی زمانی موفق است که بر گفتوگو، شناخت متقابل و تجربه انسانی استوار باشد. زبان فارسی، حلقه اتصال همه این ظرفیتهاست؛ زبانی که هم در قاب سینما، هم در کلاس درس و هم در زندگی روزمره دانشجویان بینالمللی، میتواند پلی میان ایران و جهان بسازد. در روز دیپلماسی فرهنگی، بیش از هر زمان دیگری باید بر سرمایهگذاری در آموزش زبان فارسی، تولید آثار فرهنگی و هنری با مخاطب جهانی و گسترش بورسیههای تحصیلی تأکید کرد؛ زیرا آینده دیپلماسی فرهنگی ایران، بیش از هر چیز، از مسیر زبان فارسی و روایت اصیل فرهنگ ایرانی میگذرد.


نظر شما :