کرسی های زبان فارسی کم شده است

۲۱ تیر ۱۳۹۵ | ۱۷:۵۵ کد : ۵۵۸ اخبار تصویری
تعداد بازدید:۳۳۸
محمدرضا دربندی می گوید:در کشورهای آسیای مرکزی و شبه قاره هفتصد سال سابقه زبان فارسی داریم، در هند 30 دانشگاه و 180 کالج داریم که رشته زبان و ادبیات فارسی دارند. ولی در پاریس دو دانشگاه و در انگلستان سه دانشگاه هست، یعنی ما که در مرکز نشسته ایم و مشغول برنامه ریزی هستیم باید به مساله عرضه و تقاضا توجه کنیم.
کرسی های زبان فارسی کم شده است

محمدرضا دربندی می گوید:در کشورهای آسیای مرکزی و شبه قاره هفتصد سال سابقه زبان فارسی داریم، در هند 30 دانشگاه و 180 کالج داریم که رشته زبان و ادبیات فارسی دارند. ولی در پاریس دو دانشگاه و در انگلستان سه دانشگاه هست، یعنی ما که در مرکز نشسته ایم و مشغول برنامه ریزی هستیم باید به مساله عرضه و تقاضا توجه کنیم.

به گزارش روابط عمومی بنیاد سعدی، خبرنگارفرهنگی ایسکانیوز در گفت وگویی مفصل با معاون امور بین الملل بنیاد سعدی، به علت تشکیل بنیاد سعدی و ضرورت تشکل آن واهمیت گسترش زبان فارسی درجهان پرداخت. متن کامل گفت وگو که درتاریخ شنبه 19 تیرماه 1395 منتشر شده، به شرح زیر است:

ایسکانیوز - ساجده سلیمی:​ امروزه آموزش زبان هرکشوری در کشورها و فرهنگ های دیگر از اساسی ترین و ابتدایی ترین راه های برقراری ارتباط است. کشورهای مختلف دنیا با هر زبانی همواره تلاش می کنند تا با ایجاد بسترهایی مناسب در نقاط مختلف دنیا و از طریق حمایت های مالی، هرچه بیشتر زبان خود را در جهان بسط و گسترش دهند و ناگفته پیداست عواقب اثربخش و موثر این کار در بهبود روابط کشورها، آشناکردن بیشتر فرهنگ های دیگر با فرهنگ خودی، شناساندن سنن و رسوم دیرینه و معرفی بهتر تاریخ و تمدن آن فرهنگ تا چه اندازه است. زبان فارسی که ما ایرانیان با آن صحبت می کنیم از قدیمی ترین و غنی ترین زبان های دنیاست که به واسطه تاریخ دیرینه و وجود اندیشمندان و شعرای بزرگ که با آن آثار مهمی را خلق کرده اند، همواره یکی از پرطرفدارترین زبان های آسیایی بخصوص در آمریکا و اروپا بوده است. آنچه مسلم است تعداد مستشرقان و پژوهشگرانی که زندگی خود را وقف آموزش و ترویج زبان فارسی کنند، در سال های اخیر به شدت کاهش پیدا کرده و دیگر از ادوارد براون ها، هانری کربن ها، ریچارد فرای ها، ادوارد بایلز کاول ها، فیتز جرالدها و... خبری نیست، اما این میان وظیفه ما فارسی زبانان چیست؟ آیا باید دست روی دست بگذاریم تا تتمه علاقمندان زبان و ادبیات فارسی به دلیل مشکلات مالی و نبود حمایت دلسرد شوند و دست از کار بکشند؟ تا دپارتمان های زبان فارسی مانند دانشگاه کنکوردیا که اخیرا در حال تعطیلی است مجبور شوند این رشته را حذف کنند؟ تا چند سال پیش سه مرکز سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، وزارت علوم و وزارت ارشاد هرکدام به شکل پراکنده اقداماتی برای ترویج زبان فارسی می کردند، حدود سه سال پیش با تجمیع این مراکز بنیاد سعدی به ریاست دکتر غلامعلی حدادعادل کار خود را با تمرکز بر گسترش زبان فارسی آغاز کرد، اما شاید این سوال مطرح باشد که این بنیاد تا چه اندازه موفق بوده است؟ شایعاتی مبنی بر تخصیص هشت میلیارتومان بودجه به این بنیاد وجود دارد گرچه معاون بین الملل بنیاد آن را قبول ندارد و می گوید بودجه ما کمتر از هفت میلیارد است. ممکن است برای شما هم این سوال مطرح باشد که این بنیاد با این بودجه چه می کند؟ برای آنکه بدانیم بنیاد سعدی در راستای وظیفه ای که برایش مشخص شده یعنی افزایش فارسی آموزان و ترویج زبان فارسی در دنیا چه اقداماتی را انجام داده است به سراغ سیدمحمدرضا دربندی معاون امور بین الملل بنیاد سعدی رفتیم. در ادامه گفت وگوی ایسکانیوز با او را می خوانید.

لطفا با توضیح سابقه گسترش زبان فارسی در جهان، به ضرورت تاسیس بنیاد سعدی و حضور خود در این بنیاد اشاره کنید.

پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در دانشگاه های ما فکر گسترش زبان فارسی در جهان وجود داشته است. از سال 1337 در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، استادان بزرگی مثل سیدحسین نصر و همکارانشان در این زمینه تلاش کردند و یکسری از دانشجویان علاقمند را از کشورهای مختلف به ایران آورده و بورسیه کردند تا در ایران، در رشته زبان و ادبیات فارسی تحصیل کنند. آن دانشجویان با مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی به کشورشان برگشتند و امروز در هر کشوری که ما سابقه زبان فارسی را مشاهده می کنیم و استادانی که آنجا مشغول هستند، دست پرورده همان دانشجویانی هستند که در آن سال ها فارغ التحصیل شدند و به کشورشان باز گشتد و تا امروز، چراغ زبان فارسی را روشن نگه داشته اند. این جریان تا شروع انقلاب اسلامی ادامه داشت، بعد از انقلاب هم جمهوری اسلامی نسبت به این موضوع حساسیت بیشتری نشان داد، یعنی نسبت به قبل از انقلاب فعالیت های بیشتری را انجام دادند. این که می گویم فعالیت بیشتری به این دلیل است که آن زمان این فعالیت ها تنها در سطح دانشگاه انجام می شد، اما بعد از انقلاب شورایی درست شد به اسم شورای گسترش زبان فارسی که چند وزیر عضو آن بودند. درآنجا یک سری اقدامات در این حوزه شروع شد. 20سال پیش هم که سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی تشکیل شد، در این سازمان هم مرکزی به اسم گسترش زبان فارسی ایجاد شد. وزارت علوم هم تشکیلاتی را برای اعزام استاد به کشورهای مختلف ایجاد کرد. بنابراین بعد از انقلاب این موضوع، جهش قابل توجهی پیدا کرد.

حدود پنج سال پیش مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی به فکر آسیب شناسی موضوع گسترش زبان فارسی در جهان میافتد که نتیجه آن آسیب شناسی این می شود: یک) کوچک بودن سازمان هایی که در این حوزه فعالیت می کنند. دو) متعدد بودن این سازمان ها. سه) از آنجا که هدف اصلی این سازمان ها، زبان فارسی نیست و مسئولیت های مختلفی دارند، وقتی بودجه و امکانات کم می شود، معلوم نیست چقدر از آن به زبان فارسی برسد.

بنابر این به نتیجه می رسند که سازمانی در شان این کار تاسیس شود و همه این ها در آن سازمان ادغام شوند که به این صورت بنیاد سعدی شکل می گیرد. بعد از انتخاب آقای حداد عادل به عنوان رییس این بنیاد، چون بنده رئیس مرکز گسترش زبان فارسی در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی بودم، ایشان از بنده دعوت کردند تا برای راه اندازی این بنیاد، ایشان را همراهی کنم.

در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی چه اقداماتی انجام می دادید؟

در آنجا اقدامات ما جنبه انفعالی داشت. یعنی اگر سفیری علاقمند به زبان فارسی بود یا رایزن فرهنگی به ما نامه می داد، اگر در توانمان بود آن کار را انجام می دادیم و چون بودجه و امکاناتمان کم بود نمی توانستیم به صورت فعلی از طرف خودمان برنامه ریزی داشته باشیم. هر سال تابستان هم استادان را دعوت می کردیم و با دانشگاه هایی قرارداد می بستیم و دوره های دانش افزایی زبان فارسی را برگزار می کردیم. وقتی ما به اینجا آمدیم 78دوره دانش افزایی برگزار کرده بودیم که امسال هشتاد و سومین دوره را در بنیاد برگزار خواهیم کرد. از کارهای دیگر هم ارسال کتاب بود. حدود 12 نوع کتاب در این زمینه تالیف شده بود یکی از کارهایی که ما انجام دادیم این بود که یک بررسی روی کتاب های مختلف انجام دادیم، هر کشوری به سلیقه خود کتاب هایی را برای آموزش زبان فارسی انتخاب کرده بود. ما یکی از این کتاب ها را که کمترین اشکال را داشت، به نام آموزش زبان فارسی، تالیف دکتراحمد صفار مقدم، به عنوان مبنا انتخاب کردیم و امروز اکثر موسسات این کتاب را استفاده می کنند. البته گاهی هم محصولاتی مثل سی دی های آموزشی که در ایران برای کودکان تولید می شد، تهیه می کردیم و برای دپارتمان ها ی زبان فارسی ارسال می شد. تجهیز کتابخانه ها هم بخشی دیگر از فعالیت هایمان بود.

در معاونت بین الملل بنیاد سعدی شما چه می کنید؟

در بخش بین الملل، فعالیت هایی که انجام داده ایم عبارتند از: اعزام استاد، وزارت علوم 32پست سازمانی دارد که استادانی را به کشورهای مختلف اعزام می کند، اما از آن جا که نیاز بیشتری وجود دارد، ما به دو صورت آن را تامین می کنیم. یکی اینکه 7-8 مدرس از میان دانشجویانی که تازه مقطع دکتری خود را به پایان رسانده اند و یا از رساله خود دفاع می کنند، اعزام کرده ایم، و دیگر اینکه از حدود 20 نفر هم از فارغ التحصیلان خارجی دانشگاه های ایران که به کشور خود بازگشته اند، به صورت حق التدریسی استفاده می کنیم.

این استادان را با چه معیاری انتخاب می کنید؟

در انتخاب این استادان رشته تحصیلی و زبانشان مهم است. مثلا کسی که به پاکستان می فرستیم، زبان اردو یا زبان انگلیسی اش باید خوب باشد و یا کسی را که به لبنان می فرستیم باید بر زبان عربی مسلط باشد. با تفاهم نامه هایی که با دانشگاه آزاد و علامه طباطبایی و دانشگاه های دیگر منعقد کرده ایم، سعی می کنیم در این انتخاب ها، از کمک آن ها بهره مند شویم.

این استادان را تاکنون به کدام کشورها فرستاده اید؟

لبنان، پاکستان، صربستان، اوکراین، قزاقستان و روسیه کشورهایی هستند که به آنها استاد فرستاده ایم. در هفت شهر از پاکستان هم از فارغ التحصیلان همان کشور استفاده کرده ایم و در هند هم همین طور. ترکمنستان، آذربایجان و قرقیزستان هم کشورهایی هستند که از اتباع خود آنها استفاده کرده ایم.

درمورد کشورهای اروپایی و آمریکا چطور؟ در آنجا چه اقداماتی انجام داده اید؟

ما در آمریکا دپارتمان های زبان فارسی فوق العاده قوی داریم. در آمریکا 12 دانشگاه هستند که دپارتمان زبان فارسی دارند. در تمام این دپارتمان ها، اعضای هیات علمی به دو بخش تقسیم می شوند. یک بخش استادانی از آن کشور و بخشی هم از استادان ایرانی مقیم هستند که بیست - بیست وپنج سال پیش به آنجا رفته، درس خوانده و عضو هیات علمی شده اند و به همین دلیل ما احساس می کنیم در آنجا این نیاز کمتر است که ما استاد بفرستیم.

فکر نمی کنید نسل این استادان در حال از بین رفتن هستند؟ استادانی که اشاره کردید و بیش از سی، چهل سال است در اروپا و آمریکا به تدریس زبان فارسی مشغول هستند به سن میانسالی رسیده اند و متاسفانه جایگزینی هم برای آنها نیست.

ببینید ما در کشورهای آسیای مرکزی و شبه قاره هفتصد سال سابقه زبان فارسی داریم، تمام مردم آنجا و جوان ها، یادشان هست که مادربزرگ ها و پدربزرگ هایشان گلستان و بوستان و حافظ می خواندند، در هند 30 دانشگاه و 180 کالج داریم که رشته زبان و ادبیات فارسی دارند. ولی در پاریس دو دانشگاه و در انگلستان سه دانشگاه هست، یعنی ما که در مرکز نشسته ایم و مشغول برنامه ریزی هستیم باید به مساله عرضه و تقاضا توجه کنیم. نکته دیگر اینکه ما در سال 94 شاهد این بودیم که هفت نفر از استادان بزرگ زبان و ادبیات فارسی در چین و هند و گرجستان و ارمنستان و.. از دنیا رفتند که لازم است برای جایگزینی این ها، ما نخبه شناسی و نخبه پروری کنیم، یعنی ما با همین استادانی که هستند مذاکره می کنیم و می خواهیم تا از بین شاگردانشان، کسانی را که از سر ناچاری به این رشته نیامده و علاقه و استعداد ویژه ای دارند، به ما معرفی کنند و بدیهی است این ها در ارائه امکاناتی که ما برای گسترش زبان فارسی داریم، در اولویت هستند. مثلا ما در تابستان دوره دانش افزایی داریم. در این دوره 200 نفر را از 40 کشور به ایران می آوریم که البته هزینه رفت و آمد با خودشان است، بدیهی است اولویت ما کسانی هستند که می توانند جایگزین آن اساتید شوند. مثلا روسیه، به اندازه هند برای ما مهم است زیرا 400 سال سابقه ایران شناسی و زبان فارسی دارند و الان هم 22 دانشگاه در این حوزه کار می کند، طبیعی است که ما در آنجا باید فعالیت بیشتری داشته باشیم تا فرانسه و آلمان و اتریش و انگلیس که با یک یا دو دانشگاه کار می کنند.

موضوع این است که در همین کشورهای اروپایی که شما نام بردید دانشگاه های خیلی بیشتری این رشته را تدریس می کردند و اکنون این دپارتمان ها تعطیل شده اند، یعنی اگر حمایت می شدند، شاید به این تعداد کم نمی رسیدند.

توجه داشته باشید، این اتفاقات درطول صد سال افتاده است. در طول صد سال گذشته تعداد کرسی های زبان فارسی در همه جا کم شده است و این یک واقعیت است. اما از زمانی که بنیاد سعدی تشکیل شده، ما تلاش می کنیم از این تعطیلی ها جلوگیری کنیم، مثلا نماینده مان به ما اعلام می کند که رئیس فلان دانشگاه در قزاقستان گفته است ما در رشته زبان فارسی چهار استاد داریم، ولی چند دانشجوی محدود امسال متقاضی هستند، بنابراین به من حق بدهید که این کرسی را تعطیل کنم. در آن مورد ما نیمی از شهریه دانشجویان را تامین کردیم و از دانشگاه هم خواستیم تا نیمی را تخفیف بدهد و اعلام کردیم هرکس به این رشته را انتخاب کند می تواند مجانی درس بخواند و اینگونه، جلوی این اتفاق را گرفتیم و عین همین کار را در پاکستان هم انجام کردیم.

شنیده‌ها حکایت از تعطیلی قریب به 40 کرسی آموزش زبان فارسی در طی 60 سال گذشته دارد، این موضوع تا چه اندازه واقعیت دارد؟

ما آمار دقیقی نداریم، ولی در بسیاری از کشور ها، مثل مصر، سوریه، هند، پاکستان و کشور های اروپایی، این اتفاق نیفتاده است، در بعضی از کشور ها هم که در دوران تشکیل بنیاد سعدی، از تعطیلی جلوگیری شده است، نکته مهم این است که این موارد مربوط به گذشته است و کمتر در دوران جمهوری اسلامی این اتفاق ها افتاده است.

آقای دربندی دانشگاه کنکوردیا در کانادا یکی از مراکز مهم آموزش زبان فارسی بود که کسانی چون دکتر محمد استعلامی سال ها در آنجا تدریس کردند. این مرکز به دلیل مشکلات مالی در حال تعطیل شدن است و به استادان گفته اند از ترم بعد کلاسی نخواهند داشت.

ما در اسرع وقت با سفیرمان در آن کشور تماس می گیریم و به این موضوع رسیدگی می کنیم.

باز به سوال اصلی ام برمی گردم، تکیه اصلی شما بر حمایت از کشورهایی چون هند و پاکستان و افغانستان است، اما موضوع این است که مطالعات زبان فارسی در ‌آنجا هم کیفیت مطلوب ندارد. چند وقت پیش دکتر اختر حسین استاد زبان فارسی دانشگاه دهلی به ایران آمده بود و از وضعیت دانشجویان این رشته گلایه می کرد و می گفت دانشجویان فقط برای کسب نمره درس می خوانند و به منابع واقعی مراجعه نمی کنند و حتی بسیاری از آن ها یک بار هم به ایران سفر نکرده اند. چرا این ظرفیت را در آمریکا و کشورهای اروپایی ایجاد نمی کنید؟ در این کشورها، معمولا رفاه مالی بیشتر است و دانشجویانی که به این رشته بیایند با میل و رغبت کامل می آیند، سرمایه گذاری روی آنها به نظر می رسد به مراتب موثرتر باشد.

همه جا همین است. البته اینگونه نیست که ما چشم مان را ببندیم و بگوییم چون هند 700سال سابقه زبان فارسی و 30 دانشگاه دارد به آن بیشتر می دهیم و به پاریس کمتر می دهیم! ما متناسب با تعداد دانشگاه و تعداد دانشجوی موجود، سهمیه می دهیم. ولی کلا حرف شما درست است، اما بگذارید مثالی بزنم که ببینید چه سرمایه گذاری ما در اروپا انجام می دهیم. ما در پنج کشوراز اروپای شرقی و شش کشور از اروپای غربی، رشته شرق شناسی داریم و دپارتمان زبان فارسی نداریم. دانشجویان دختر و پسر، این رشته را انتخاب می کنند، دو سال عمومی می خوانند و از سال سوم باید زبان انتخاب کنند. این زبان ها شامل عربی، عبری، فارسی و ترکی استانبولی است، بدیهی است است هرکس آنجا تبلیغات بیشتری کند، دانشجویان آن زبان را انتخاب می کنند، ما در دوره دانش افزایی تابستان هرسال دانشجویان سال دوم را به ایران می آوریم، وقتی آنها 25 روز را اینجا سپری می کنند، بدون استثنا وقتی بر می گردند، همه آنها زبان فارسی را انتخاب می کنند. یعنی هرجایی متناسب با نیازش و با توجه به امکاناتمان کمک می کنیم و اینگونه نیست که آنها را رها کنیم.

به نظر می رسد عربستان و اسراییل به عنوان دو کشور که سرمایه مالی خوبی هم دارند در چند سال اخیر به شدت فعال شده اند و از طریق تامین مالی دپارتمان های شرق شناسی سعی کرده اند بیشتر توجه ها را به زبان های عربی و عبری جلب کنند. این موضوع زنگ خطری است برای ما، چرا که در چنددهه گذشته، این دپارتمان ها کاملا تحت سیطره زبان فارسی بود، اما در سال های اخیر این قدرت به شدت کاهش یافته است. برای مقابله با این دو کشور چه کرده اید؟

تا اوایل قرن 19 صحنه کاری کشورها با جنگ پیش می رفت، از سال 1945 که جنگ جهانی دوم تمام شد، تا سی سال بعد، بیشترین حرکت بر روی دیپلماسی رسمی بود، از 1980تا کنون ،عرصه در دست دیپلماسی فرهنگی است و دیپلماسی رسمی کمرنگ شده است و به قول معروف، دیگر یقه سفیدها کارآیی ندارند. دیپلماسی فرهنگی هم شامل سینما، موسیقی، ترجمه کتاب، سخنرانی و البته آموزش زبان است، پس امروز صحنه جنگ ما، جنگ نرم و دیپلماسی عمومی است، بنابراین طبیعی است در هر کشوری که رشته شرق شناسی وجود دارد، این چهار کشور یعنی رژیم صهیونیستی، ترکیه، عربستان و ایران تلاش کنند که زبان خودشان در آنجا مطرح شود. بله این اتفاق در حال رخ دادن است، اما ما هم جاذبه هایی داریم که این جاذبه را آن سه کشور دیگر ندارند و آن هفت هزار سال تاریخ و فرهنگ و هنر و ارزش هایی است که پشتوانه زبان ماست. بنابراین وقتی کسی می خواهد زبان انتخاب کند، با استادی مشورت می کند که اگر من بخواهم عبری یاد بگیرم چه پشتوانه ای دارد و به چه منابعی مرتبط می شوم و اگر بخواهم فارسی یاد بگیرم به چه پشتوانه فرهنگی وصل می شوم؟ استادها هم در راهنمایی شان به دانشجویان، متذکر می شوند که اگر فارسی یاد بگیرند، با چه پشتوانه فرهنگی مواجه خواهند شد، لذا در خیلی از جاهایی هم که ما برای تبلیغ دستمان کوتاه است، دانشجویان رشته شرق شناسی، زبان فارسی را انتخاب کرده اند.

آماری هم دارید؟

نه آماری نداریم. اما این را هم بگویم که آنها هم چیزهایی دارند که گاهی تعداد انتخاب کننده ها را بالا می برد و آن جاذبه های توریستی است که برای دانشجویان در نظر می گیرند. مثلا می گویند اگر شما ترکی یا عبری را انتخاب کنید، شما را یک بار به تل آویو یا آنکارا می بریم و بعد برنامه هایی متناسب با ذائقه آن دانشجویان هم تدارک می بینند.

در کشورهای آسیای شرقی چطور؟ استعداد و علاقه آنها در فارسی آموزی زیاد است و بعضا شش ماهه توانسته اند فارسی را بخوانند و بنویسند.

بله در این کشورها علاقه مندی به زبان فارسی به لحاظ نزدیکی فرهنگی وجود دارد. اول آنکه چین و ژاپن فرهنگشان به شرق نزدیک است و نکته دیگر روابط اقتصادی است، یعنی وقتی ما روابط اقتصادی مان با چین گسترش پیدا می کند، فارسی آموز بیشتر می شود. چون تعدادی شرکت وجود دارد که مترجم، منشی و کارپرداز نیاز دارند و همین موضوع درمورد کره هم صدق می کند.

در ازبکستان گویا نزاع شدید و رقابت زیاد است؟ مردم آنجا اکثرا زبان فارسی می دانند و تاجیک هستند، اما دولت اصرار دارد که این هویت را از آنها بگیرد. طرح یکدست کردن شناسنامه های آن ها در ازبک بودن هم یکی از این موارد بود، آیا زبان فارسی در آنجا در خطر نیست؟

در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز ما این مشکل را داریم. مردم آنجا فرهنگ خود را جزو فرهنگ ایرانی می دانند، چون جزو ایران بزرگ بوده اند. جوان ترها، اما تحت تاثیر تبلیغات غرب، این را فراموش کرده اند. سینمای هالیوود در آنجا حضور فعال دارد و دختر و پسرهای آن ها از لحاظ پوشش، فرهنگ و تفکر، مثل دختر و پسرهای اروپایی شده اند و آدم های دلسوز آنجا نگران این وضع هستند. چندوقت پیش با رئیس فرهنگستان زبان قزاقستان که همتای آقای دکترحداد عادل است ملاقاتی داشتم. ایشان می گفت: "ما واقعا زجر می کشیم، وقتی ملاحظه می کنیم یکسری ارزش ها بین ما و شما مشترک است، مثل اعتقاد به خدا، احترام به پدر و مادر و رعایت اخلاق، این ها ارزشهای مشترک است، اما با گسترش فرهنگ غربی، اینها در حال از بین رفتن است و ما به این نتیجه رسیده ایم، با گسترش زبان فارسی، این ارزش ها دوباره زنده می شود. یعنی کسی که فارسی یاد بگیرد و بعد اشعار مولانا و سعدی و حافظ را بخواند، همه این پیام ها به او منتقل می شود، و برای مقابله با تهاجم غرب، لازم است در دبیرستان ها نیز زبان فارسی یاد بدهیم. وقتی دانش آموزان با پیام های ادبیات فارسی آشنا شوند، به همان ارزش های مادری خود برمی گردند". بنابراین، اگر شما می بینید بعضی از دپارتمان ها تعطیل می شوند و یا گرایش کم است، دلیلش این است، یعنی برای نسل امروز دیگر اینها، ارزش نیست و فقط به این فکر می کند که کدام یک از این رشته ها، از لحاظ علمی و اقتصادی به او کمک می کند. یعنی چه زبانی، امروز زبان علم و تجارت است، پس به سمت آن می رود.

به عنوان سوال آخر، بودجه بنیاد سعدی چقدر است؟ و چه میزان از آن به بخش بین الملل و بخش تحت مدیریت شما اختصاص دارد؟

بودجه بنیاد سعدی کمتر از 7 میلیار تومان است! که نیمی از آن توسط معاونت بین الملل هزینه می شود.

پایان


نظر شما :