«شاهنامه» مظهر شکوه فرهنگ و تمدن ایران است

۲۴ خرداد ۱۳۹۶ | ۱۴:۳۰ کد : ۱۰۷۱ رویدادهای پیش رو
تعداد بازدید:۲۸۵
صفر عبدالله، ایرانشناس قزاقستانی، در نشست «فردوسی در سرزمین آبای» در شهر سِمی پلاتینسک قزاقستان گفت: «شاهنامه» مظهر شکوه فرهنگ و تمدن ایران است.
«شاهنامه» مظهر شکوه فرهنگ و تمدن ایران است

صفر عبدالله، ایرانشناس قزاقستانی، در نشست «فردوسی در سرزمین آبای» در شهر سِمی پلاتینسک  قزاقستان گفت: «شاهنامه» مظهر شکوه فرهنگ و تمدن ایران است.

به گزارش روابط عمومی بنیاد سعدی به نقل از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، رایزنی فرهنگی ایران در آستانا، به مناسبت برگزاری نمایشگاه «جهان فردوسی» در شهر سِمی پلاتینسک این کشور، نشست «فردوسی در سرزمین آبای» را با همکاری موزه تاریخی، فرهنگی و ادبی آبای قزاقستان برگزار کرد.

این نشست با حضور بولاد ژانیس بیکوف، رییس موزه آبای، مسعود شیخ‌زین‌الدین، رایزن فرهنگی ایران در آستانا، صفر عبدالله، ایران‌شناس و استاد دانشگاه آبلای خان و فردوسی‌شناس، دلاور بزرگ‌نیا، مدیرکل میراث فرهنگی استان مازندران و دکترای تاریخ، آیناش سعدوا، آبای‌شناس و ویراستار رادیو قزاقی صدای جمهوری اسلامی ایران و عرب اسلام اولی اسپنیتوف، آبای‌شناس و استاد دانشگاه شاه کریم سِمی پلاتینسک و نیز سردبیر دوماهنامه «آبای» و شرکت جمعی از اساتید و آبای‌شناسان سِمی پلاتینسک در محل موزه آبای برگزار شد.

تا حکمت هست، فردوسی زنده است

بولاد ژانیس بیکوف، رییس موزه آبای در آغاز این نشست گفت: در زمان شوروی، مردم ما از لحاظ صنعت، پیشرفت خوبی داشتند و توانستند به مدارج علمی و صنعتی خوبی دست یابند؛ اما از نظر معنوی عقبگرد کردیم.

وی افزود: معنویت جنبه مهم زندگی است و به همین خاطر رییس جمهوری قزاقستان نورسلطان نظربایف در پیام اخیر خود مردم را به معنویت دعوت کرده است. بنابراین جایگاه آبای در این ارتباط اهمیت فراوانی پیدا می‌کند.

سپس مسعود شیخ‌زین‌الدین، رایزن فرهنگی کشورمان گفت: این نکته انکار ناپذیر است که بزرگان هر قوم مانند خورشید می‌درخشند و نورافشانی می‌کنند؛ اما با این فرق که با رفتن آنها از این عالم، نور آنها کماکان بازتاب داشته و راه را برای ملت خود از بی‌راهه مشخص می‌کند.

وی در ادامه افزود: هم‌اکنون فردوسی در میان ما نیست، اما نور او که همان زبان فارسی و حکمت‌ها و پندهای ارزشمند ایرانیان است کماکان در میان ملت ایران زنده است و تا این زبان و حکمت‌ها زنده است فردوسی نیز زنده خواهد بود.

رایزن فرهنگی کشورمان همچنین گفت: آبای، شاعر و اندیشمند و حکیم بلندآوازه قزاق نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود و تا حکمت‌ها و پندهای او در میان ملت قزاق زنده باشد، آبای نیز زنده خواهد بود.

«شاهنامه» مظهر شکوه فرهنگ و تمدن ایران

سپس صفر عبدالله، ایران‌شناس تاجیک‌الاصل قزاق در جایگاه سحنرانی قرار گرفت و درباره موضوع «جایگاه فردوسی و آبای در ادبیات جهان» گفت: آبای، پایه‌گذار ادبیات کتبی قزاق، از کودکی با آثار بزرگان ادب فارسی از جمله با برخی از داستان‌های «شاهنامه» آشنایی داشته است و در شعری  که در سن 12 سالگی سروده  به روح شاعران بزرگی امثال فردوسی، سعدی، حافظ، جامی و دیگران مراجعت می‌کند و از آنها مدد می‌جوید که در راه شاعری، او را یاری کنند و طبیعی است که تا آخر عمر به مطالعه آثار شاعران بزرگ، از جمله شاعران فارسی‌زبان پرداخته و از اشعار آنها بهره‌ها برده است.

صفر عبدالله در ادامه به جایگاه بسیار رفیع فردوسی و «شاهنامه» در ادبیات جهان اشاره‌ کرد و «شاهنامه» را بزرگ‌ترین شاهکار حماسی در ادبیات جهان خواند و گفت: کتابی با این عظمت و محتوا که در آن اسطوره، داستان‌های پهلوانی و تاریخی، حکمت و اندیشه یک قوم با چنین زیبایی، بیان و نظام اندیشه‌های عمومی‌ شهری و عشق به همه موجودات زنده، با چنین هنرمندی شاعرانه و اندیشه‌های حکیمانه، همسنگ و قابل قیاس با «شاهنامه» باشد، آفریده نشده است.

وی در ادامه با گفتن اینکه «شاهنامه» بی‌تردید «شاهِ» کتاب‌هاست، تأکید کرد: جهان کنونی که در آن درگیری ها و رویاروی‌ها بیش از پیش در حال افزایش است، نیاز به اندیشه‌های حکیمانه فردوسی و آبای دارد. فردوسی هر چند ظاهراً از جنگ ایران و توران سخن می‌راند، ولی در اصل تمام تلاش او برای صلح است و جنگ را نفرین می‌کند. دیدگاه فردوسی و اندیشه حاکم بر شاهنامه همیشه پشتیبان خوبی‌ها در برابر ستم و تباهی است.

این پژوهشگر بلندآوازه در ادامه سخنانش «شاهنامه» را مظهر شکوه فرهنگ و تمدن ایران تاریخی نامید و تأکید کرد: «شاهنامه» نه تنها بزرگ‌ترین و پرمایه‌‌ترین مجموعه شعر به جا مانده از عهد سامانی و غزنوی است، بلکه مهم‌ترین سند عظمت زبان فارسی و بارزترین مظهر شکوه و رونق فرهنگ و تمدن ایران باستان و خزانه لغت و گنجینه ادبیات فارسی به شمار می‌رود؛ از این جهت کاری که آبای برای فرهنگ کتبی قزاق‌ها انجام داد و برای اولین بار فرهنگ و تمدن ملت خویش را به صورت کتبی درآورد کار کمی نبود.

تلاش «آبای» برای کسب دانش

در ادامه عرب اسلام اولی اسپنیتوف، آبای‌شناس و استاد دانشگاه شاه کریم سمی پلاتینسک، در سخنرانی خود در این نشست گفت: برای هر محققی که بخواهد در مورد شاعری تحقیق کند بسیار مهم است که چند سؤال را مطرح کند؛ اینکه حجم کتاب های او به چه میزان بوده است؟ چه کتاب هایی خوانده است؟ حجم کتاب‌هایی که خوانده چه مقدار است؟ از چه کسی تقلید می‌کرده است؟ این سؤالات مهم است و هنگام تحقیق باید پاسخ آن داده شود.

وی ادامه داد: آبای به مدت 5 سال در مدرسه سید احمدرضا درس خواند. اگرچه این مدت کم بود ولی دانش او فراوان بود. ویژگی آبای این بود که کتابخانه شخصی داشت. پسرش می‌گفت او از صبح تا شب کتاب می‌خواند و می‌نوشت. به گفته یکی از محققین، او در آن زمان (1845-1904) 146 جلد کتاب داشت که برای زمان خود آن هم در این منطقه که کتاب چاپ نمی‌شد و ادبیات کتبی نداشتیم کمیت بالایی است.

اولی اسپنیتوف افزود: بر اساس تحقیقات مختار عوض‌اف، او تمام کتاب‌های موجود در سمی پلاتینسک را خوانده بود. ویژگی دیگر او این بود که او با مردم در ارتباط بود و به خصوص با کسانی که کتاب داشتند در ارتباط بود تا از آنها کتاب بگیرد. پسرش که در مدرسه نظام در سنت‌پترزبورگ درس می‌خواند می‌گوید« هر وقت به دیدار پدرم می‌آمدم برایش یک کتاب به عنوان هدیه می‌آوردم».

وی گفت: او هر کتابی را که می‌خواند برای شاگردانش توضیح می‌داد و تعریف می‌کرد. در دوران جوانی روایت‌های مختلفی در رابطه با قهرمانان ایرانی تعریف می‌کرد. حتی آن موقع که با ادبیات روسی آشنا شده بود ابتدا داستانی از «هزار و یک شب» را تعریف می‌کرد.

شعر به عالمِ هستی معنی می‌دهد

سپس دلاور بزرگ‌نیا، مدیرکل میراث فرهنگی استان مازندران سخنانی را با عنوان «رسالت شعرا» ایراد کرد. وی اظهار کرد: شعر بهترین وسیله برای انتقال معانی است، پیش از آنکه در یک قالب بیانی تعریف شود، شعر به عالمِ هستی معنی می‌دهد. در چنین نگاهی، سخن از تفکر شاعرانه است نه بیان شاعرانه.

وی در ادامه گفت: در چنین موقعی شاعر بر اساس حکمت پنهان در کلامش شناخته می شود نه ظاهرش. شاعر با اندیشه‌اش سنجیده می‌شود. شعر همچون شراب می‌ماند و قالب آن مهم نیست که غزل باشد یا مثنوی. این قالب در حکم جام شراب است. سخن در مقایسه جام‌ها نیست؛ بلکه سنجش در شراب‌ها است. شراب ناب در یک جام کهنه نیز مستی می‌بخشد.

بزرگ نیا همچنین گفت: بنابراین باید توجه کنیم سخن در تفکر شاعرانه است نه بیان شاعرانه و آنچه فردوسی و آبای را زنده نگه داشته حکمت و معرفت این بزرگان است که در بیان و زبان شعری، فرصت انتقال یافته است. شاعرانی که انسان‌ها را به خردورزی، حق‌طلب، خداجویی، رشادت و شادی و دوری از کین‌ورزی دعوت می‌کنند، جهان امروز بیش از هر زمان دیگری تشنه معرفت فردوسی و آبای است.

تأثیر شاعران ادبیات کلاسیک ایران بر آثار «آبای»

سپس آیناش سعدوا، آبای‌شناس قزاق درباره «تأثیر شاعران ادبیات کلاسیک ایران بر آثار آبای» به ایراد سخن پرداخت. وی یکی از سرچشمه‌های الهام آبای، بنیانگذار ادبیات کتبی قزاق را، آثار شاعران پارسی‌گویی همچون فردوسی، سعدی و حافظ برشمرد.

وی افزود: در دوره شوروی سابق، محققانی نظیر مختار عوض‌اف، تحت تأثیر فضای سیاسی حاکم، تلاش داشتند تا تأثیر شاعران ایرانی را بر آثار آبای کم‌رنگ جلوه دهند و تأکید می‌کردند آنچه در تحقیقات گذشته‌مان، روابط آبای با ادبیات ایران، می‌نامیدیم در حقیقت، تأثیرپذیری وی از شاعران کلاسیک قدیمی خود شوروی، یعنی ادیبان تاجیک، آذربایجان و ازبک بوده است.

دکتر آیناش در بخش دیگری از سخنرانی خود، به پارالل‌های ادبی بین اشعار آبای و آثار کلاسیک ادبیات فارسی از جمله رودکی، فردوسی، سعدی، نظامی، دهلوی و قصه‌های عامیانه از «هزار و یک شب» به طور مختصر اشاره کرد. به علاوه،‌ شباهت ها و هارمونی نقوش، تِم‌ها و ایده‌ها در آثار آبای و شاعران قرون وسطای فارسی و ویژگی‌های تفسیر تِم شرقی در اشعار آبای را شناسایی و اشتراک موضوع انسان‌دوستی و اخلاقیات در اشعار سعدی و آبای را نشان داد.

پایان خبر


نظر شما :